221693_150045748394916_4703546_n

فرزندان ما 2

پرسش و پاسخی برای والدینِ جوانان و بزرگ‌سالانِ گی، لزبین، بای‌سکسوئل و ترنس سکسوئال ترجمه : وارتان پاکباز چرا فرزندم گی است؟ «شبی که دخترم به من ...

arton

دنیای وارونه: اندر احوالاتِ پناهجوی...

هومن خانی‌پور ـ ایران در جهان: هفتۀ پیش، بعد از شش ماه، روزی که برام تعیین کرده بودند تا کارتِ اقامتِ موقت رو بگیرم، رسید. تو این شش ماه، فرهنگِ غال...

600full-prayers-for-bobby-artwork

فرزندان ما 1

پرسش و پاسخی برای والدینِ جوانان و بزرگ‌سالانِ گی، لزبین، بای‌سکسوئل و ترنس سکسوئال ترجمه : وارتان پاکباز مهم نیست چه نسبتی با تو دارم، فرزندت هستم ...

hejayeRaftan

گروه پچ پچ – هجای رفتن...

رادیو همجنسگرایان ایرانی (رها) – گروه پچ پچ: برنامه ی هجای رفتن https://soundcloud.com/pflag-iran/hejaye-raftan...

فرزندان ما 2

پرسش و پاسخی برای والدینِ جوانان و بزرگ‌سالانِ گی، لزبین، بای‌سکسوئل و ترنس سکسوئال

ترجمه : وارتان پاکباز

چرا فرزندم گی است؟

«شبی که دخترم به من گفت هم‌جنس‌گرا است، ساعت‌ها اینترنت را زیر و رو کردم. باید می‌فهمیدم، چه اشتباهی کرده‌ام که او چنین شده، ولی در میانه‌ی تحقیق و گریه و اندوه بسیار، دریافتم، که من هیچ اشتباهی نکرده‌ام. این، تنها بخشی از هویت اوست.

مادر یک دخترِ هم‌جنس‌گرا

 راه‌های بسیاری برای پاسخ دادن به این پرسش وجود دارد:

شما «مقصّر» نیستید.

هیچ یک از کارهایی که شما یا دیگری کرده‌اید، فرزندتان را LGBT نکرده. افراد LGBT از همه جور خانواده‌ای می‌آیند، از خانواده‌های خیلی مذهبی تا خانواده‌های خداناباور، محافظه‌کار و مترقی، خانواده‌هایی از تمامی قومیت‌ها و تمام سطوح اقتصادی. برخی مادران سلطه‌گر داشته‌اند برخی پدران سلطه‌گر. برخی LGBTها تک فرزندند، برخی کوچک‌ترین، بزرگ‌ترین و یا فرزند میانی خانواده‌. برخی از خانواده‌هایی می‌آیند که اقوام و بستگان هم‌جنس‌گرا دارند، برخی نه. برخی از از خانواده‌هایی با یک سرپرست، دو سرپرست، یا ناپدری یا نامادری می‌آیند. آن‌ها از جوامع گوناگونِ کوچک و بزرگ می‌آیند. هیچ تحقیق معتبر و نموداری وجود ندارد که نشان داده باشد، عوامل تربیتی در گرایش جنسی یا هویت جنسی کودک دخیل بوده.

از ژن‌های من است.

برخی والدین کنج‌کاوند که آیا دلیلی ژنتیک یا بیولوژیک برای گرایش جنسی یا هویت جنسی وجود دارد. تحقیقات موجود به موارد مختلفی اشاره می‌کنند، از ژن‌ها، تا مرتبه‌ی تولّد، تا هورمون‌ها در دوران بارداری ولی هیچ یک از این‌ها قطعی نیست.

گرایش جنسی و هویت جنسی قابل تغییر نیست.

جامعه‌ی پزشکی و روان‌پزشکیِ در سراسر جهان، توافق دارند که تلاش برای تغییر گرایش جنسی یا هویت جنسی فرد بی‌اثر است و می‌تواند شدیداً مخرب باشد و در بسیاری موارد منجر به رفتارهای خود ویران‌گر مانند خودکشی می‌شود.

چه‌گونه پاسخ دهم؟

وقتی پسرم به من گفت گی است، آشفته و سردرگم بودم، ولی ترس و نگرانی‌ای که بر صورتش دیدم مانع این شد که شدت نگرانی‌ام را بروز دهم. به او گفتم که دوستش دارم و دراین  موضوع کنارِ هم خواهیم بود. با گذر هفته‌ها، دریافتم اندوه و نگرانی‌ام هر بار با گفتن این جمله کم‌رنگ‌تر می‌شود، « هرچه بشود یا باشد، دوستت دارم.»

مادر یک پسرِ هم‌جنس‌گرا

 به یاد داشته باشید، مهم نیست این موضوع برای‌تان چه قدر سخت (یا حتی چه‌قدر آسان) است، احتمالاً گفتن به شما چه مستقیم چه غیر مستقیم، برای فرزندتان فوق‌العاده سخت بوده. آن‌ها در وحشت از دست دادن عشق و محبت‌تان هستند. نگران واکنش و پاسخ‌تان هستند. حتی ممکن است نگران از دست دادن خانه و خانواده‌شان باشند. متاسفانه در بسیاری موارد، همه‌ی این‌ها برای افراد LGBT در سراسر جهان اتفاق افتاده و هنوز اتفاق می‌افتد. پاسخ شما به فرزندتان اثر بسیار عظیمی بر سلامتش و پیش‌رفتِ رابطه‌تان با او خواهد گذاشت. به یاد داشته باشید، که هرچند نمی‌توانید پاسخ اولیه خود را تغییر دهید، اما می‌توانید پاسخ‌تان در مسیر پیش‌رفت را تعیین کنید.

 . هم‌آن‌طور که پیش از این ذکر شد، کتلین رایان از پروژه‌ی پذیرش در خانواده‌ها، پی‌گیری و بررسی خانواده‌های در حال عبور از پرسه‌ی آشکارسازی را سرپرستی می‌کند. نتیجه‌ی نهایی به دست آمده از این پژوهش نقشِ بسیار نیرومندِ والدین در سلامتِ فرزندانِ LGBT  را برجسته می‌کند:  پاسخ‌های مثبت و لبریز از پشتیبانی و حمایت مایه‌ی سلامت بیش‌تر فرزندان است. پاسخ‌ها و واکنش‌های مشخصی، خطرمشکلاتِ جسمی و روانی را کاهش می‌دهد. از این جمله می‌توان به این‌ها اشاره کرد، حرف زدن با فرزندتان بر سر هویت LGBT او، بیان و ابراز عشقِ بی‌قید و شرطتان به او، حمایت و پشتیبانی از هویت LGBT فرزندتان حتی اگر با آن کاملاً راحت نیستید، پیوند زدن فرزندتان با یک چهره‌ی شاخص و الهام‌بخشِ LGBT و حمایت از بروز جنسی فرزندتان.

پاسخ‌های منفی می‌تواند منجر به آسیب‌های دیرپا و گاه دائمی شود. برای عموم مردم واضح است که کتک زدن، ناسزاگویی یا بیرون انداختن فرزند از خانه، بر سلامت جسمی و روانی او اثر منفی خواهد داشت. ولی برخی رفتارها هست، که والدین ممکن است، ابتدا فکر کنند مفید است ولی در حقیقت، اثرات مخربی بر فرزند دارد. این رفتارها می‌تواند شامل این‌ها باشد، قطع تماسِ فرزندان با دوستان، گردهم‌آیی‌ها و رویدادها یا منابع LGBT، گفتن این به آن‌ها که خدا اگر LGBT باشند آن‌ها را مجازات می‌کند، وادار کردن فرزند به پنهان کردن هویتِ LGBT و صحبت نکردن درباره‌ی آن، یا وادار کردن او به داشتن رفتاری به اصطلاح زنانه‌تر یا مردانه‌تر. پژوهش دکتر رایان با استفاده از آزمایش و استدلال اثبات می‌کند این رفتار‌ها می‌تواند منجر به افزایش خطرِ افسردگی شدید و مصرف داروهای غیر مجاز شود که تنها چند مورد از نتایج منفیِ جدی در بهداشت جسمی و روانی هستند.

 مهم‌ترین پاسخی که می‌تونید به آشکار سازی فرزندتان بدهید، این است که، عشق نامشروطتان را نشان دهید، با آن‌ها حرف بزنید و به حرف‌هایی که برای گفتن دارند، گوش کنید. سعی کنید وحشت، نگرانی، خشم، یا هر احساس ناشی از ضعف و اندوه که دارید را به دور از چشم فرزندتان بروز دهید. به یاد داشته باشید که هرگز برای پاسخی لبریز از عشق و حمایت دیر نیست. برخی والدین زود به مرحله‌ی حمایت و درک و شناخت می‌رسند ولی برخی به زمان نیاز دارند. مهم این است که برای رسیدن به شناخت و درک تلاش کنید.

221693_150045748394916_4703546_n

از مقطعی که هستم چه‌گونه به پیش بروم؟

«فوق‌العاده مهم است که در این باره صحبت کنید، که بدانید تنها نیستید، که بدانید افراد بسیاری هستند که همه‌ی این‌ها را تجربه کرده و به شیوه‌ای مثبت با آن برخورد می‌کنند. ثمر این آگاهی ساختن رابطه‌ای سالم با فرزندتان خواهد بود. والدین، می‌خواهند که پدر و مادر خوبی باشند. و هیچ پدر و مادری نمی‌خواهد فرزندش را از دست بدهد.

مادر یک دختر هم‌جنس‌گرا

 وقتی فرزندتان برای اولین بار آشکارسازی می‌کند، ممکن است فکر کنید، دیگر قادر به فکر کردن به چیزِ دیگری نیستید. هویت LGBT او افکارتان را تا شدیداً آشفته می‌کند. ولی با گذشت زمان، به چیزهای دیگری فکر خواهید کرد، ادامه خواهید داد و به پیش خواهید رفت. شما با خواندنِ این جزوه گام اول در برخورد با این خبر را برداشته‌اید. کارهای دیگری برای کمک کردن به این موضوع و احساسات‌تان می‌توانید انجام دهید:

. تحقیق کنید. حجم عظیمی از اطلاعات در باره‌ی آشکار سازی، جامعه‌ی LGBT، والدینِ جوانان و بزرگ‌سالانِ LGBT و هر چیز دیگری که بخواهید بدانید، وجود دارد. وقت بگذارید و تحقیق کنید. منابع بسیاری در فضای مجازی وجود دارد که می‌توانند به پرسش‌های‌تان پاسخ دهند، برای یافتن پاسخ‌هایتان جست و جو کنید و اطلاعات معتبر و علمی بیابید.

. با کسانی که شرایط و تجاربِ مشابه را پشت سر گذاشته‌اند صحبت کنید، کسانی که ممکن است تمام آن‌چه تجربه می‌کنید را پشتِ سر گذاشته باشند و آماده هستند با شما بر سر آن‌ها حرف بزنند و نگرانی‌ها و پرسش‌هایتان را بشنوند. اگر هنوز صحبت حضوری یا تلفنی برایتان راحت نیست، از شیوه‌های تماس مجازی استفاده کنید. افراد بسیاری هستند که مشتاق یاری رساندن به شما و فرزندتان هستند.

سایر کتب و مقالات PFLAG را بخوانید. از مجموعه جزوات PFLAG جزوه‌ی دیگری به نام «خودت باش» به فارسی منتشر شده است، خواندن آن به برخی پرسش‌های شما پاسخ خواهد داد.

بعد چه می‌شود؟

«هر بار که حقیقتِ وجودی‌مان را بیان می‌کنیم، جهانی خلق می‌کنیم که در آن، این تفکر که LGBT بودن یا داشتن فرزند یا عزیزی LGBT شرم‌آور است، سلطه‌ی و فراگیریِ کمتری دارد.»

پدر یک دختر هم‌جنس‌گرا

معمولاً والدین می‌گویند، بنا به تجربه‌شان، مهم‌ترین نکته‌ای که باید به خاطر سپرد، عشق نامشروطی است که نسبت به فرزندتان دارید. برخی می‌گویند، که روندِ واکنش و پاسخ دادن به گرایش جنسی یا هویت جنسی فرزندشان، آن‌ها را به فرزند و خانواده نزدیک‌تر کرده است. با گذر زمان، از این رازگشایی و تجلّی چنان آسوده و راضی می‌شوید، که به مقطعی می‌رسید، که سرفراز و رسا در برابر خانواده، دوستان، همسایه‌ها و سرانجام حتی غریبه‌ها می‌ایستید و LGBT بودن فرزندتان را با افتخار اعلام می‌کنید. افراد بسیاری ، وقتی برای اولین بار، از گرایش جنسی یا هویت جنسی فرزندشان آگاه می‌شوند، حتی نمی‌توانند رسیدن به این مقطع را تصور کنند، ولی هم‌آن‌گونه که بسیاری از والدین می‌توانند به شما بگویند، سرانجام همه به مقطعی رسیده‌اند، که این غیرممکن، ممکن شده است. با خودتان و فرزندتان شکیبا باشید و به خاطر داشته باشید، همیشه دستی برای یاری رساندن به شما هست.

پ ن : عکس از فیلم zenne dancer

دنیای وارونه: اندر احوالاتِ پناهجویی و هموفوبیا در ترکیه

artonهومن خانی‌پور ـ ایران در جهان: هفتۀ پیش، بعد از شش ماه، روزی که برام تعیین کرده بودند تا کارتِ اقامتِ موقت رو بگیرم، رسید. تو این شش ماه، فرهنگِ غالبِهمجنس‌گراستیزی و مردسالاری رو تقریباً شبیه به اون چیزی که در ایران جاری و ساری هست دیده بودم، که البته در ترکیه، کمیت و کیفیتش، شهر به شهر فرق می‌کند. اما حکایتِ هفتۀ پیش در ادارۀ پلیس، جالب‌ترینش بود.

خانمِ مترجم در ادارۀ امنیت، ایرانیه، انصافاً در این شش ماه هر وقت کمک و راهنمایی‌ای لازم داشتم، دریغ نکرده؛ اما تا هفتۀ پیش، بینمون صحبتی ازهمجنس‌گرا بودنم نشده بود. وقتی توی اتاقِ مسئولی که باید پرونده‌ام رو تنظیم می‌کرد نشسته بودیم، بعد از سئوالایِ اولیه، آقای مسئول دلیل خروج رو پرسید، منم گفتم به خاطر همجنس‌گرا بودنم از ایران بیرون اومدم.

خانمِ مترجم پرسید یعنی چی؟! گفتم همجنس‌گرا هستم، گِی هستم.

باورم نمی‌شد، توی صورتش هیچ میمیکی که از آشناییِ گوشش با این دو واژه باشه ندیدم! بازم گفت: خب یعنی چی آخه؟!

ای بابا حالا بیا درستش کن! حالا من چی بگم به این؟!

سعی کردم یه لحظه کل زندگی و فرهنگش رو تصور کنم که ببینم با چه جوابی می‌تونم گوشه‌ای از معنای همجنس‌گرایی رو بهش حالی کنم؛ این وسط یه خانم و آقای پلیس هم نشستند جلومون و دارند نگاهمون می‌کنند و منتظرِ جوابِ مترجم هستند که تایپ بشه.

بالاخره گفتم: خب منم مثه شما دوست دارم با یه مرد ازدواج کنم، حس کردم صدای حرکتِ خفیفِ دوزاری رو توی دهلیزِ ذهنش، دارم می‌شنوم!

مترجمِ خیر سرم ایرانی، گفت آها… کمی مکث کرد و بعد گفت خُب هر کی یه جوریه. من داشتم از خنده می‌ترکیدم! موقعیتِ با مزه‌ای برام درست کرده بود، اما جالب‌ترش هم کرد، در ادامه گفت: من این رو به اینا نمی‌گم، می‌ترسم یه وقت باهات بد رفتاری کنند، یا برات مشکلی درست کنند!

گفتم: نمی‌شه دروغ بگیم، باید این اطلاعات با مطالبِ پروندۀ من تو “یو-اِن” مطابقت داشته باشه.

گفت: خب می‌گم به خاطر موی بلندت اونجا اذیتت می‌کردند و تو هم تصمیم گرفتی بیای بیرون!

ای بابا! اینم شد دلیل؟! ولی چنان با اطمینان از احتمالِ برخوردِ بدشون گفت که من تسلیم شدم، به هرحال توی ایران، موی بلند برای یه مرد هم ممکنه «وزرا» رفتن رو در پی بیاره!

مثه یه خاله خرسۀ دلیر و مهربون! به ترکی شروع کرد به شرح دادن، آقای پلیس هم از عجیب غریب بودن دلیل، حُناق گرفته بود و همش سئوال پیچش می‌کرد و منم لال، تقریباً همۀ سین جیم‌ها رو متوجه می‌شدم. پلیس توضیح بیشتری می‌خواست و خاله جونم هم داشت می‌گفت: به خاطر ظاهرش نمی‌تونسته زندگیش رو ادامه بده و فلان و بهمان!

آخرش به حرف اومدم و دستم رو گذاشتم رو قلبم و به خاله خرسه گفتم: من به خاطر اینجام اومدم بیرون نه ظاهرم.

کمی ساکت شد، فکر کنم سخت‌ترین روزِ کاریش رو می‌گذروند،

یعنی تو می‌گی بهشون بگم همجنس‌گرایی؟ آخه به ترکی اصطلاحش چیه؟! توی این شهر اولین پناهجویی هستی که به این دلیل از ایران خارج شده!

دیگه داشتم از دستش کلافه می‌شدم، از طرفی خنده‌ام هم گرفته بود، نمردم و یه جا نفر اول شدم!

شما بهشون بگو من هموسکچوال هستم، بعید می‌دونم متوجه نشن.

این رو که گفتم، خانم پلیسه به زبان ترکی گفت خب از اول بگو این میگه «homoseksüel»

خلاصه مخمصه‌ای که خاله خرسه ساخته بود و ممکن بود برام مشکل درست کنه، تموم شد.

پریروز رفتم برای اولین امضا، آقاهه به خانمه گفت: اسمش هیومنه، به انگلیسی یعنی انسان، پرونده‌اش رو در بیار تا امضا کنه.

اما خاطرۀ ترسِ این مترجمِ از همه جا بی‌خبر، تو ذهنم موند، طفلکی بعد از تکمیل پرونده گفت: این اصطلاحات رو به من یاد بده ممکنه بازم آدمایی با موردِ تو بیان اینجا.
منبع: ایران در جهان

فرزندان ما 1

پرسش و پاسخی برای والدینِ جوانان و بزرگ‌سالانِ گی، لزبین، بای‌سکسوئل و ترنس سکسوئال

ترجمه : وارتان پاکباز

مهم نیست چه نسبتی با تو دارم، فرزندت هستم یا یک عضو خانواده، یا شاید یک دوست، دور و نزدیکش هم مهم نیست، بی هیچ پیش‌وند و پسوندی، نفس این‌که انسانی و تو را می‌شناسم و با تو پیوندی دارم کافی است تا هر روز بتوانم به تو بگویم دوستت دارم.

فرزندت هستم یا یک عضو خانواده، یا شاید یک دوست، فکر نکنم دور و نزدیکش مهم باشد، این‌که LGBT باشم چه‌طور؟

جوابت هر‌چه باشده، امیدوارم خواندن این جزوه به تو کمک کند که من را بهتر درک کنی.

فرزندم هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا و یا ترنس سکسوئال است. حالا چه؟

بعد از این‌که پسر ۲۸ ساله‌مان به ما گفت هم‌جنس‌گرا است، ناامید و درمانده، سراسیمه، گیج و ناتوان از انجام هرکاری، دقیق‌ترین توصیفِ ممکن از ما به عنوان والدین او بود،… احساس کردیم، تنها‌ییم، به شکل وحشتناکی تنهاییم.

مادر یک پسرِ هم‌جنس‌گرا

بسیاری والدین برای شنیدن این کلمات آماده نیستند، «مامان، بابا، من هم‌جنس‌گرا هستم»، برخی برای این آماده نیستند که به صورت غیر مستقیم، چه از طریق شبکه‌های اجتماعی، مشاور مدرسه یا یک همسایه دریابند فرزندشان ممکن است، هم‌جنس‌گرا، دو جنس‌گرا یا ترنس سکسوئال (LGBT) باشد. اگر این‌طور هستید، واکنش اولتان این خواهد بود که «چه‌گونه با این موضوع برخورد کنم؟». برای برخی دیگر واکنش ممکن است بیش‌تر به این صورت باشد، «حالا که می‌دانم، برای پشتیبانی و یاریِ فرزندم چه‌کار می‌توانم بکنم؟»

واکنشتان هرچه است، ما این‌جا هستیم تا اطلاعاتمورد نیازتان را فراهم آوریم، تا واکنش‌تان نسبت به این خبر و گرایش جنسی و یا هویت جنسیِ فرزندتان را درک کنید، تا به شکلی مناسب و یاری‌رسان پاسخ دهید. ما همه‌جا هستیم و جلوه‌های مختلفِ سیاسی، مذهبی و فرهنگی را بازتاب می‌دهیم. ما بسیاری از آن‌چه شما اکنون تجربه می‌کنید را پشت سر گذاشته‌ایم.

پژوهش‌های اخیر سنِ متوسط آشکار سازی را بین دوره‌ی میانی و پایانی نو‌جوانی مشخص کرده‌، البته برخی حتی زودتر از این‌ها آشکار سازی می‌کنند. با استناد به پژوهش‌های دکتر کتلین رایان، از پروژه‌ی پذیرش در خانواده‌ها، سن متوسطی که کودکان درمی‌یابند LGBT هستند ۱۳ است. هرچند برخی تا سن بزرگ‌سالی برای آشکار سازی صبر می‌کنند، ولی سن میانگین آشکار سازی رو به کاهش است. بنا به مقصود کتاب، از واژه‌های «جوان» و «فرزند‌تان» استفاده می‌کنیم ولی می‌دانیم، افراد در سنین مختلفی آشکار سازی می‌کنند. محتوای این کتاب، چه عزیزتان ۱۰ساله است و چه ۱۰۰ساله، با موقعیت شما مرتبط است.

حال که می‌دانید (یا مشکوک هستید) که فرزند‌تان LGBT است، بایدسه چیز را به خاطر داشته باشید:

واکنش‌ها گوناگون و همه ارزشمند هستند:

فقط یک واکنش در برابر پی‌بردن به LGBT بودنِ فرزندتان وجود ندارد. واکشن درست یا غلط وجود ندارد. پاسخ‌تان مهم است، ولی نباید از آن‌چه در آغاز احساس می‌کنید، شرمگین باشید. برخی نگرانِ امنیتِ عزیزشان می‌شوند، برخی احساس گناه می‌کنند که چنین چیزی چه‌گونه اتفاق افتاده، برخی دچار اندوه می‌شوند که چرا بدون آن‌که به آن‌ها گفته شود متوجه نشده بودند، یا از این خشمگین می‌شوند که چرا فرزندشان زودتر به آن‌ها نگفته. دیگران ممکن است خوش‌حال شوند، که فرزندشان با آن‌ها صادق است و درهای دلش را به روی آن‌ها باز کرده، ممکن است احساس آسایش کنند که حالا، می‌دانند چه چیزی فرزندشان را آزار می‌داده، یا از این مسرور باشند که حالا فرزندشان می‌داند حقیقتاً کیست. همه‌ی این واکنش‌ها طبیعی هستند.

این یک روند است:

واکنش‌تان، پاسخی که به فرزندتان می‌دهید، یادگرفتن درباره‌ی موضوعات مرتبط با LGBTها، به اشتراک گذاشتن این اطلاعات با خانواده و دوستانتان، همه‌ی این‌ها زمان می‌برد. بدانید که طبیعی است که یک شبه با این موضوع کنار نیایید. به اندازه‌ی نیازتان برای فهم احساساتتان زمان صرف کنید. اگر بخواهید، می‌توانید از این دوره با پیوندی قوی‌تر و مستحکم‌‌تر با فرزندتان، از آن‌چه قبلاً بوده، بیرون بیایید.

شما تنها نیستید:600full-prayers-for-bobby-artwork

شما تنها نیستند، در سراسر دنیا بسیارند کسانی که در شرایط شما و فرزندتان قرار دارند. به نقل از بنیاد ویلیامز، پژوهشکده‌ای در حوزه‌ی LGBT، در آمریکا بیش از ۸ میلیون نفر زندگی می‌کنند که خود را هم‌جنس‌گرا و دوجنس‌گرا معرفی می‌کنند و طبیعتاً همه‌ی این‌ها خانواده دارند. بنا به همان پژوهش، نزدیک به ۷۰۰،۰۰۰ ترنس سکسوئال در آمریکا زندگی می‌کنند. پژوهش‌های دیگر نشان می‌دهند، از هر ۱۰ نفر ۷ نفر، شخصاً یک LGBT را می‌شناسند، به زبانِ دیگر، اگرچه این‌طور به نظر نمی‌رسد، افراد LGBT همه‌جا هستند، و خانواده‌ها و حامیانشان نیز هم‌جا حضور دارند. شما در این روند تنها نیستید. حتی اگر احساس تک‌افتاده‌گی یا عصبی بودن می‌کنید، حرف زدن با کسانی که آن‌چه اکنون تجربه می‌کنید را پشتِ سر گذاشته‌اند به شما کمک خواهد کرد. کتاب‌های و وب‌سایت‌های بسیاری برای خواندن و افراد بسیاری هستند، که می‌توانید با آن‌ها صحبت کنید که با بیان تجربیاتشان می‌توانند به شما در پیش رفتن به سوی وضعیت بهتر یاری برسانند. شما در مسیری قرار دارید که مانند هر مسیر دیگر، فراز و نشیب‌هایی دارد، ولی بسیارند خانواده‌هایی که این مسیر را پیموده‌اند و به منزلگاهی آسوده‌تر از آغازِ راه رسیده‌اند، جایی که در آن به فرزند، خانواده‌ و جامعه‌ای که حتی نمی‌دانستند وجود دارد، نزدیک‌تر شده‌اند.

فکر می‌کردم، فرزندم را می‌شناسم.

«نقطه‌ی عطف برای من وقتی بود که پسرم به من گفت: بابا من هم‌آن کسی هستم که قبلاً بودم. حالا شش ماه گذشته است و من این را بهتر دریافته‌ام، هیچ چیز در زندگی او عوض نشده است. دریافت من از او است، که تغییر کرده.

پدر یک پسرِ هم‌جنس‌گرا

ما فکر می‌کنیم، فرزندانمان را از لحظه‌ی تولد چنان می‌شناسیم و درک می‌کنیم، که برخی حتی باور می‌کنیم که از افکار و آن‌چه در ذهنِ فرزندمان می‌گذرد هم باخبریم. درنتیجه، وقتی فرزندی می‌گوید «من هم‌جنس‌گرا هستم» و ما شصتمان هم خبر دار نشده بوده -یا آن‌که می‌دانستیم و پیش خودمان این حقیقت را انکار کرده بودیم- ممکن است این احساس در ما ایجاد شود که نمی‌دانیم فرزندمان کیست یا چه کسی شده است.

همه‌ی والدین از آن‌چه فرزندشان خواهد شد، آرزو دارند بشود و می‌تواند بشود، رویا و تصوّری دارند. رویایی که از گذشته‌ی والدین، آن‌چه آرزو داشته‌اند و فرهنگ اطرافش زاده شده. با وجود آن‌که افراد LGBT در سراسر جهان بی‌شمارند، ولی بیش‌تر افراد، آینده‌‌ی فرزندشان را بر پایه‌های رابطه‌ای دگرجنس‌گرا می‌بینند. سرگشته‌گی و درماندگی‌ای که احساس می‌کنید، بخشی از فرایند اندوه است، شما چیزی را از دست داده‌اید-شما رویایی که احتمالاً برای فرزندتان تجسم کرده بودید را از دست داده‌اید. این خیال و وهم را که از درونی‌ترین افکار و احساسات فرزندتان آگاهید را از دست داد‌ه‌اید.

ولی آشکارسازیِ فرزندتان، لازم نیست به معنی پایان رویا‌هایتان باشد-فقط اندکی ظاهرشان را تغییر می‌دهد. هنوز می‌توانید رابطه‌ای تنگاتنگ و مبتنی بر عشق و محبت با آنها داشته باشید. در واقع، ممکن است رابطه‌تان، اکنون، عمیق‌تر هم شده باشد، زیرا او را از قبل بهتر می‌شناسید.

این دو چیز را به خاطر داشته باشید:

فرزندتان هم‌آن‌کسی است، که پیش از این بوده.

فزندتان هم‌آن کسی است که دیروز بوده. آن‌چه تغییر کرده، تصور و فهم شما از فرزندی است که فکر می‌کردید هست و دریافتی که فکر می‌کردید از جهانِ درونِ او دارید. این حسِ از دست دادن، می‌تواند سخت باشد، ولی تصور سابقتان می‌تواند با فهم جدیدتر و شفاف‌تری از فرزندتان و رویاهایی نوین برای کودکتان جای‌گزین شود.

این یک دوره یا فازِ گذرا نیست.

مهم است که بپذیرید و تصدیق کنید، زیرا LGBT بودن یک فاز یا دوره‌ نیست. ممکن است برخی در دوره‌ی آزمون و جست‌وجو باشند، ولی، کسی که به این مقطع رسیده که به یکی از والدین بگوید که LGBT است، معمولاً یک فاز را از سر نمی‌گذراند. قاعدتاً چه شخصی زمان سخت و بسیاری را صرف درک و پذیرشِ گرایش جنسی یا هویت جنسی‌اش کرده است.

 دوباره تکرار ‌می‌کنیم، این یک سفر است و بخشی از این سفر شناختن فرزندتان در سطحی عمیق‌تر است.

پانویسها:

1. این مقاله ادامه دارد

2. فرزندانِ ما: پرسش و پاسخی برای والدینِ جوانان و بزرگ‌سالانِ گی، لزبین، بای‌سکسوئل و ترنس سکسوئال، از مجموعه جزوات سازمان Pflag است که برای رفع تبعیض و گسترش آگاهی و فرهنگ سازی کوشش می‌کند. در این جزوه احساسات، نگرانی‌ها، ترس‌ها و پرسش‌های متداول در بین والدین بررسی و به آن‌ها پاسخ داده شده است.

عنوان اصلی جزوه: Our Daughters and sons: Questions and answers for Parents of Lesbian, Gay, Bisexual and Transgender Youth and Adults

نشر این جزوه (به تمامی یا بخشی از آن) با ذکر منبع آزاد است.

 3. برخی مفاهیم استفاده شده در این مقاله  :

دوجنس‌گرا:

کسی که از نظر احساساتِ عاطفی، رومانتیک و عاشقانه، جسمانی و روحی هم به مردان و هم به زنان جذب می‌شود. نیازی نیست که دوجنس‌گرا‌ها تجارب جنسیِ برابر با هر دو جنس داشته باشند، در حقیقت، برای آن‌که کسی دریابد دوجنس‌گرا است، نیازی به داشتن رابطه‌ی جنسی در گذشته ندارد. گاهی به آن، بای‌سکسوئل یا بای هم گفته می‌شود.

آشکار سازی:

پرسه‌ی پذیرش خود، که برای افرادِ هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا یا ترنس سکسوئال، در سرتاسر زندگی‌شان ادامه دارد. افراد ابتدا هویت هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا یا ترنس سکسوئال را در خود مستقر می‌کنند، سپس ممکن است این موضوع را با دیگران در میان بگذارند. آشکار سازی، می‌تواند در خانواده و دوستان افراد هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا یا ترنس سکسوئال نیز مصداق یابد. سطوح مختلفی از آشکار بودن وجود دارد: برخی ممکن است فقط به دوستانشان بگویند، برخی ممکن است در برابر کلِ جامعه خود را آشکار کنند، و برخی افراد ممکن است تنها با خودشان صادق باشند. مهم است که دریابید که همه در موقعیتِ یکسانی از نظر آشکار بودن قرار ندارند و به این امر احترام بگذارید. «آشکار سازی» در این متن به معنیِ آگاه ساختن دیگران از این موضوع است، که عزیزی دارید که هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا یا ترنس سکسوئال است.

گِی:

صفتی است که برای بازنمودنِ شخصی که از نظر احساساتِ عاطفی، رومانتیک و عاشقانه، جسمانی و روحی به افراد هم‌جنس جذب می‌شود (مثلاً، مردانِ گی، یا افراد گی). در متن حاضر، برای زنان بیش‌تر از واژه‌ی لزبیین استفاده شده. به افراد گی، «هوموسکسوئل» نگویید، برای توضیح، هوموسکسوئل را ببینید.

بروز جنسی:

چگونگی بروزِ بیرونیِ هویتِ جنسی شخص در چهارچوب پوشش یا رفتار.

هویت جنسی:

حس درونی و شخصی فرد از مرد، زن، یا ناسازگار بودن با چهارچوب‌های جنسی. برای افراد ترنس سکسوئال یا افراد ناسازگار با چهارچوب‌های جنسی، جنسیت مادرزاد و دریافت درونی‌ آن‌ها از هویت جنسی‌شان بر هم منطبق نیست.

افراد ناسازگار با چهارچوب‌های جنسی:

شخصی که به واسطه ویژگی‌های مادرزاد یا انتخابی با انتظارات مبتنی بر جنسیتِ اجتماع منطبق نیست.

LGBT:

نام اختصاری برای هم‌جنس‌گرا، دوجنس‌گرا یا ترنس سکسوئال (لزبیین، گی، بای‌سکسو‌سل و ترنس سکسوئال)، که به افراد در حالت کلی اطلاق می‌شود.

هوموسکسوئل:

واژه‌ای در حوزه‌ی درمان که امروزه منسوخ شده و در نگاه بسیاری افراد هم‌جنس‌گرا توهین‌آمیز است. به جای آن از واژه‌های هم‌جنس‌گرا برای اشاره به افراد با گرایش جنسی به هم‌جنس استفاده کنید.

لزبیین:

زنی که از نظر احساساتِ عاطفی، رومانتیک و عاشقانه، جسمانی و روحیِ پایدار به زنی دیگر جذب می‌شود. از اشاره به لزبیین‌ها به عنوان هوموسکسوئل، که معمولاً آن را توهین‌آمیز می‌دانند، اجتناب کنید.

گرایش جنسی:

احساساتِ عاطفی، رومانتیک و عاشقانه و جنسی نسبت به دیگر نفوس انسانی. افراد دگرجنس‌گرا عمدتاً این احساسات را نسبت به افراد غیر هم‌جنس دارند. افرد هم‌جنس‌گرا، این احساسات را عمدتاً نسبت به هم‌جنس و افراد دو‌جنس‌گرا این احساسات را نسبت به هر دو جنس دارند.

ترنس سکسوئال:

واژه‌ای که برای توصیف افرادی استفاده می‌شود، که هویت جنسی‌شان با جنسیت مادرزادشان هم‌خوانی ندارد. افراد ترنس سکسوئال ممکن است، بخواهند یا نخواهند با تغییر هورمون یا جراحی، بدن‌شان را با هویت جنسی‌شان منطبق کنند.

 4. عکس از فیلم دعا برای بابی